
عشق فراموش شده تو که ميدوني عشق مني دوست دارم واسه چي پس تو ميگي ميخوام برم ديگه دوست ندارم يادته اون روزا که دستت تو دسته من حالا تو ميخواي بري منو نميخواي دلبر من ميدوني من بي کسم تو بودي همه کسم زنديگم تو بوديو حالا من خارو خسم چرا تو لج ميکني ابروهاتو کج ميکني زندگيم تموم شدش براي تو عمر من حروم شدش به پاي تو واسه تو حاضر بودم ستاره هارو بشمورم شهرو آتيش بزنم بيام بگم دوست دارم

وقتي که خاطرم داره از تو نگاهت مي پاشه
وقتي تو بغض گفتي بهم خدانگهدارت باشه
فرصت نبود بهت بگم گفتني هاي دلمو
گريه نميذاشت که بگم تنها نذار منو نرو
جاده تا آخرين نفس ميون ما فاصله کاشت
انگاري واسه رفتنت تا بي نهايت پا ميذاشت
رفتي واسه هميشه و هميشه تا هميشه هست
تصوير تلخ رفتنت حرمت جاده رو شکست
طعنه نميزنم که باز دلت بگيره از دلم
حرمت اين خدافظي تا جاده هست نميشه کم


گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق.
وقتی که به یادت می افتم، به یاد خاطراتت ...
نامه هایت را مرور می کنم، یک بار ... نه ... بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد ...
و اشک شوق بر گونه هایم روانه میشوند ...
تنها میگویم همیشه در قلب منی تو ...
میدانم که باز خواهی گشت ... می دانم!
به یاد لحظات خوش انتظار و تنهایی ...
به یاد او و تقدیم به او ...

دختری از پسری پرسید : آیا من نیز چون ماه زیبایم ؟
پسر گفت : نه ، نیستی
دختر با نگاهی مضطرب پرسید : آیا حاضری تکه ای از قلبت
را تا ابد به من بدهی ؟
پسر خندید و گفت : نه ، نمیدهم
دختر با گریه پرسید : آیا در هنگام جدایی گریه خواهی کرد ؟
پسر دوباره گفت : نه ، نمیکنم
دختر با دلی شکسته از جا بلند شد در حالی که قطره های
الماس اشک چشمانش را نوازش
میکرد ، پسر اما دست دختر را گرفت ، در چشمانش خیره شد
و گفت :
تو به انداره ی ماه زیبا نیستی بلکه بسیار زیباتر از آن هستی
من تمام قلبم را تا ابد به تو خواهم داد نه تکه ای کوچک از
آن را
و اگر از من جدا شوی من گریه نخواهم کرد بلکه خواهم مرد !!!

دلی کنار پنجره نشسته زار می زند
خواب دیده ام شبی مرا کنار می زند
غروب ها که می شود خیال چشمهای تو
تو را دوباره در دل شکسته جار می زند.
کسی معنی دلتنگی را میفهمد که طعم وابستگی را چشیده باشد ؟
چیتو متورین هااا
چه خبرا
بازم حوصلم سر رفته بود گفتم بیام یه چیزی بنویسمو برم
هرچی فکر کردم هیچی یادم نیومد
نمیدونم چی بنویسم که خوشحال بشین
ولی اگه مطلب خوبی گیرم اومد حتمن میزارم
وایی چرا هیچکس برام نظر نمیده هاا
یعنی من ارزش ندارم هاا 
اصلن هیچکس منو دوست نداره
چقدر شما بدین خوبه دیگه اپ نکنم هاا
پس بیایی نظر بدین خوشحالم کنین
پس یادتون نره هاا اگه کار نداشتم بدن میام یک اپ خوشمل میکنم
من دیگه باید برم من فدایه همتون بشم
بازم این گل تقدیم به دوستای گلم
![]()
حوصلم سر رفته بود گفتم بیام اپ کنم![]()
نتونستم اپ نکنم گفتم بیام بهتر
اینم اپ من نظر یادتون نره

من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود
بنویسید صدا بود ولی نرم نبود خانه و خاک و خدا داشت ،تماشایی بود بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود بنویسید که با ماه کبوتر می چید از لب زاغچه ها بوسه باور می چید بنویسید که با چلچله ها الفت داشت اهل دل بود و با فاصله ها نسبت داشت دلش از زمزمهءنور عطش می بارید ریشه در ماه ولی روی زمین می جوشید بنویسید زبان داشت ولی لال نشد بنویسید که پوسید ولی کال نشد پر طوفان غزل بود ولی سیل نداشت بنویسید که دل داشت ولی میل نداشت پنجه بر پنجره روشن فردا می زد وسعت حوصله اش حلقه به دریا می زد بنویسید به قانون عطش آب نداد و کر کودک احساسش را تاب نداد سرد و سرمازده از سمت کویر آمده بود کودکی بود که در هیات پیر آمده بود. تا صدای دل خود چند تپش فاصله داشت گاه با فلسفه عشق کمی مسئله داشت
بازم اومدم دوستای گلم چطورن هااا
بازم حوصله نداشتم اپ کنم ![]()
ولی حتمن اپ میکنم![]()
چرا هیچکس برام نظر نمیده هاااا![]()
چرا اینقدر نامردین هااااا![]()
دستتون میشکنه نظر بدین هااااا![]()
از حالا وقتی نظرات به ۲۰ رسید اپ میکنم باشه
تقصیر خودتونه برام نظر نمیدین![]()
حالا وقتی نظرات به ۲۰ رسید اپ میکنم![]()
خوب دوستای گلم من دیگه باید برم بازم این گل تقدیم به شما![]()
بای
![]()
خوفین
اصلن حوسله نداشتم اپ کنم چون امروز روزه گرفته بودم![]()
بار اولم بوده که روزه میگیرم خیلی سخت بود![]()
ولی خیلی خوبه حالا شاید تا اخر هفته اپ کنم
ولی چرا کسی پیشم نمیاد من دلم گرفته![]()
کاش دوستایه زیادی داشتم![]()
من دیگه باید برم این گل تقدیم به همه ی دوستای گلم![]()
![]()

گفتی غزل بگو ، چه بگویم ؟ مجال کو؟
شیرین من ، برای غزل شور و حال کو؟
پر میزند دلم به هوای غزل ، ولی
گیرم هوای پرزدنم هست ، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چهارفصل دلم را ورق زدم
آن برگهای سبز سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سئوال و حوصله قیل و قال کو؟

اگه با یک قلب تب دار
بشم از عشق تو بیمار
یا وجود عاشقم رو
ببرن تا چوبه ی دار
اگه زندگیم فنا شه
طعمه ی خشم خدا شه
یا که در حسرت عشقت
روحم از بدن جدا شه
اگه قلبمو شکستی
رفتیو از من گسستی
مهربون یا خود پرستی
هر چه هستی هر که هستی
نه فقط عاشقت هستم
مرحمی رو قلبه خستم
این تو ایی که می پرستم
تو بتی من بت پرستم

به منه خسته و بی حوصله هشدار نده
بزار این سکوت سنگین به شکستن نرسه
به خودت تو بیش از این زحمت اقرار نده
به خدا من خودم رفتنیم
واسه دیگران تو شمعی
واسه من خاموش و غمگین
برای خودی تو دردی
واسه غریبه تسکین
واسه دیگران حقیقت
واسه من عین سرابی
برای همه ستاره
واسه من مثل شهابی
وقت و بی وقت لحظه ها رو به دلم زهر نکن
بیا و این دم آخر صحبت از قهر نکن